lovely
خانـ ه ♥ لینـ ک ♥ ایمیـ لـ ♥ پروفایـ لـ ♥ طـراح
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی زندگی سیبی است پسری که تورا دوست داشته باشد.. خیلی بیشتر از لب دادن بود.!. حتی برای یك لحظه دیوانه ات میکند.. و از برق چشمانم مست میشوی احتیاج به هم آغوشی و همخوابی نیست.. مطمئن هستی جایت در میان قلبش ثابت و دست نخوردنی ست!! که مبادا خوشکلتر از تو دلش را ببرند: خود واقعی ات حاکم ذهن او هستی.. و افتخار کردن به سرنوشت؛ من خودم بغــــــــــل كردنو براي بغل كردن عشقت دنبال بهانه و دليل نباش به يكباره در آغوشش ميگيري یه سلام عاشقونه واسه بهترین بهونه وقتی میرفت گفت تو را هم می برم گفتم کجا؟؟؟؟؟ گفت از یادم سلام.... کاربر محترمی که گفته بودی دلم برات تنگ شده خواسم بگم من بیشتـــــــــــــــــر ب وبت سرزدم نظربرات گذاشتم دوستان لدفن کنجکاوی نکنین ک بدونین کاربرخاصم کیه از اون کاربر محترمی ک هرروز ب وبم سر میزنه و نظرمیذاره هم تشکرمیکنم
همت کن و بگو ماهیها
حوضشان بیآب است...
گاز باید زد با پوست!
تنت را عریان نمیکند بانو!!
بلکه لباس عروس بر تنت میکند..!
بفهم عشق اگر واقعا عشق بود لذت آن بوسه بر پیشانی
اگر عشق واقعا باشد همان دستانت را که میگیرد
خلاصه رفیق سرت را درد نیاورم..
اگر عشقت مردانگی داشته باشد:
از دوری یکدیگر هم لذت میبرید چون
لازم نیست هر روز هفت قلم آرایش کنی
خیالت تخت است که تو باهمان قیافه و
این مطمئن بودن از رابطه یعنی بالیدن به خود
که یه مرد توی زندگی داری تاهمیشه تکیه گاهته..
و یقین داری که تنها انتخابش توی زندگی تو هستی و بس...
وقتی قول داد که عشــقش رو ترک نمیکنه
وقتی قول داد که بهش هرگز خیانت نمیکنه
وقتی قول داد که کلید قلبش فقط مال ِ اونه
وقتی قول داد و گفت دوستت دارم و برات صبر میکنم ..
وقتی قول داد
قولش از صــــدتا مــرد بالا تر بود و به همش عـــمل کرد ..
حرفــــش حرف بود وعشـــقش عشق بود ..
بيشتر دوست دارم
عاشقانه ترين احساس زمانيست كه
واسه اون نگاه نازش میدونم خیلی گرونه
یکی اینجا مینویسه دوتا چشماش بی تو خیسه
که اگه ازش جداشی دیگه هیچی ننویسه
یه روز از روزای پاییز تو کوچه قدم گذاشتم
فهمیدم تنهایی سخته بی تو من چه حالی داشتم
خب دیگه بسه حکایت , شعرم شد پر از شکایت
اینو رسمی مینویسم,مونده چشم من به راهت
موهام تراشیده شدن ، ازم خجالت نکـــــــشی ...
دارم میام ببینمت با این لبــــاس ارتـــــــــشی ...
روازی سختمون گذشت 2 ســـاله این روز رو می خـــــوام ...
تو تـــک تـــک ثانیه هام بـــوی تو میـــده لحـظه هـــام ...
چقــــد شلوغه کوچــــتون اون کـــیه می خنـــده باهات ؟! ...
چرا اسمــــتو میگه ؟ چه نســـبتی داره بـــاهـــاتــ ؟! ...
اون کیــــه دست دادی بـــاهاش ؟ حــرف منو بــــهش نزن ....
چـــقد عوض شــدی گــلم ؟! راستــی چـــقدر میایـــن به هم ...
طراح : صـ♥ـدفــ |